|
مسافر جهان سربه سر، حکمت و عبرت است.
|
روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت.فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار این گونه می گفت:" می اید. من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می دارد."
[ چهارشنبه 2 آذر 1390 ] [ 12:11 ق.ظ ] [ مشتاق ظهور ]
[ نظرات ]
از امیرالمومنین علی (ع)نقل شده است: وقتی خداوند متعال اراده کرد حضرت آدم(ع) را خلق کند خطاب به جبرئیل فرمود:مقداری خاک از زمین بیاور تا خلقی جدید به وجود آورم که افضل جهان و اشرف آنها باشد، جبرئیل به زمین آمد تا خاک بردارد زمین (طبق تذکر شیطان) نالید و جبرئیل را به خداوند قسم داد که از من خاک بر ندار ایشان هم برگشت و داستان را گزارش داد، خداوند بار دیگر میکائیل و بعد از او اسرافیل را برای این مأموریت فرستاد باز هم زمین آنان را قسم داد و آنها هم بدون بردن خاک و با دست خالی نزد خدا برگشتند. برای بار چهارم<<عزرائیل>> را فرستاد که حتمأ از زمین خاک بردار، عزرائیل وقتی خواست خاک بردارد باز هم زمین ناله کرد و او را به خدا قسم داد و هرچه ناله و فریاد نمود بر دل او اثر نگذاشت عزرائیل در جواب قسم و ناله های زمین گفت: من از جانب خدا مأمورم تا کمی از خاک تو بردارم.او خاک را برداشت و برد که حضرت آدم(ع)را از آن ساختند. از آن پس خداوند قبض روح آدم(ع) و اولادش را به دست عزرائیل داد و خداوند فرمود: عزرائیل است که می تواند در برابر ناله و گریه انسان به هنگام جان دادن مقابله کند و مأموریت خود را به خوبی انجام دهد.
[ چهارشنبه 30 آذر 1390 ] [ 12:30 ق.ظ ] [ مشتاق ظهور ]
[ نظرات ]
[ چهارشنبه 23 آذر 1390 ] [ 01:10 ق.ظ ] [ مشتاق ظهور ]
[ نظرات ]
روزی ابی طلحه انصاری،در باغ و بوستان خود مشغول نماز بود . [ شنبه 12 آذر 1390 ] [ 01:13 ق.ظ ] [ مشتاق ظهور ]
[ نظرات ]
در روایتی آمده است که: در جهنم صحرایی بسیار وسیع وجود دارد که پر از حیوانات خطرناک است. ادامه مطلب+نظر شما [ پنجشنبه 10 آذر 1390 ] [ 01:20 ق.ظ ] [ مشتاق ظهور ]
[ نظرات ]
محرم، ماه ایثار و از جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است! ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق است. فرا رسیدن ماه محرم را بر عاشقان اباعبدالله الحسین(ع) تسلیت عرض مینمائیم. [ پنجشنبه 3 آذر 1390 ] [ 10:15 ق.ظ ] [ مشتاق ظهور ]
[ نظرات ]
دلم دیشب به من گفت: خدا را می پذیری؟ به او گفتم که آری تو از آن ناگزیری به من گفت این خدا را،کجاهامی توان دید دلیلش را بیاور،بدون شک و تردید به او گفتم:خداوند نه جسم است و نه مرئی است بگو امّا بدانم کجاها این خدا نیست خدا در آسمان است،خدا در این زمین است ولی باید بدانی،نه آن است و نه این است خدا مانند نور است،جهان مانند شیشه که می تابد چو خورشید،به ذراتش همیشه به من گفت او که آیا،تو می بینی جهان را طبیعت،کوه و خورشید و ماه آسمان را بگو آیا خدا را توان با دیده ها دید اگراو واقعأ هست کسی او را کجا دید؟ به او گفتم که آیا،خرد را می پذیری مبادا از سؤالم به دل چیزی بگیری تو می گویی که انسان،خردمند است و باهوش خرد را میتوان دید،به چشم و دست یا گوش؟ توان آیا چشیدش به احساس چشایی وآیا میتوان گفت تو الان در کجایی؟ همان عقلی که داری،همان روحی که در توست اگر نیکو بفهمی،خدا را می توان جٌست [ چهارشنبه 2 آذر 1390 ] [ 01:05 ق.ظ ] [ مشتاق ظهور ]
[ نظرات ]
هیچ روزی نیست مگر آن که ملک الموت بر مردم نطری می اندازد پس اگر آنها را در حال معصیت یا لهو و لعب یا خندان و خوشحال می بیند،میگوید:ای مسکین چه چیزی تو را در غفلت فرو برده است؟ هر کاری که می خواهی انجام بده که از برای تو در دست من سختی های مرگ است که بوسیله ی آن رگ گردنت را پاره می کنم. [ سه شنبه 1 آذر 1390 ] [ 10:18 ب.ظ ] [ مشتاق ظهور ]
[ نظرات ]
خداوند کسانی که خود را از آلودگیهای درونی و ظاهری پاک سازند دوست میدارد [ سه شنبه 1 آذر 1390 ] [ 09:40 ب.ظ ] [ مشتاق ظهور ]
[ نظرات ]
![]() ادامه مطلب +نظر شما [ چهارشنبه 18 آبان 1390 ] [ 01:28 ب.ظ ] [ مشتاق ظهور ]
[ نظرات ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |